ابزار وبمستر

آموزش نماز
صفحه اصلی نسخه موبایل فید وبلاگ آرشیو پست ها تماس با ما

تصویر ثابت

حدیث موضوعی
 

تعداد بازدید ها: 261704


آپلودسنتر آموزش نماز


حدیث موضوعی پخش زنده حرم سوره قرآن
تاریخ روز


کد کج شدن تصاویر

   

آثار و برکات نماز

قرآن می فرماید: نماز جز بر خاشعان سنگین است[1] چه کنیم خاشع باشیم تا نماز بر ما سنگین نباشد؟

 

برای رسیدن به مقام خاشعان توجه به چند نکته وراهکار لازم است :

الف)یاد مرگ وقیامت

قرآن کریم در آیه 46 به منشأ خشوع خاشعان اشاره کرده، می فرماید: خاشعین کسانی هستند که یاد مرگ وقیامت هستند ومی دانند روزی بسوی خدا بازگشت می کنند

هرچند انسان به قیامت ومعادیقین پیدا نکند وفقط به گمان قوی برسد کافی است تا به خشوع برسد زیرا انسان بدون هدف نمی تواند عملی را انجام دهد وانسان اگر به معاد ایمان کامل نداشته باشد در واقع ایمان اوبه مبدا وعدالت خداوند ناقص است وکسی که خداوند را حکیم بداند در برابر او خشوع می کند ونماز برایش سنگین نمی شود   

ب)شناخت هدف خلقت

انسان باید بداند با حیوان تفاوت دارد و در درون او پیامبری به نام عقل قرار داده شده که در حیوان نیست. راز سنگین بودن نماز بر بعضی از این جهت است که زندگی خود را یک زندگی حیوانی می دانند در صورتیکه هدف خلقت جن وانس، رسیدن به مقام عبودیت است[2] وباید انسان بداند خداوند نه به خلقت ونه به عبادت ما نیازی نداشته وندارد بلکه لطفی نموده وبه ما برای رسیدن به کمال عقل ارزانی داشته است وانسان با شناخت چنین خدایی به ناچار در برابر او خاشع می گردد وسر به سجده می نهد

ج)درک مقام عبودیت

برخی تعجب می کنند وقتی گفته می شود مقام عبودیت از مقام نبوت نیز بالاتر است در صورتیکه رسیدن به مقام نبوت و ولایت وامامت و... همه در پرتو عبودیت ایجاد می گردد  رسول خدا اگر اشرف کائنات وبرترین پیامبر می شود چون در مقام عبودیت بر همه سر آمد است لذا در نماز ابتدا پیامبر را به عنوان عبد وسپس به عنوان رسول می ستاییم واشهد ان محمدا عبده ورسوله یا در قرآن کریم حضرت عیسی علیه السلام ابتدا خود را عبد وسپس وسپس پیامبر معرفی می نماید : انی عبد الله آتانی الکتاب وجعلنی نبیا [3] بعد ازآنکه روشن رشد بالاترین مقام عبودیت است می فهمیم که این بندگی هسته مرکزی خشوع در برابر خداوند است

د) شناخت قدروارزش انسانی

حضرت امیر یک جمله نورانی در نهج البلاغه دارند که حقیقتا باید با آب طلا نوشت ایشان در بیان جایگاه وارزش انسانی ومذمت برخی انسانها که قدر وجایگاه خود را نمی دانند می فرماید : وکفی بالمرء جهلا ان لا یعرف قدره[4] همینکه انسان قدر خود را نداند برای نادانی او کافی است اگر این جمله برای انسان قابل درک شود دیگر حرص مال دنیا و ظلم به دیگران وهزاران گناه دیگر برای او بی معنا می شود خداوند تاج ولقد کرمنا[5] را بر سر این انسان فقط نهاده و گاهی این انسان با اعمال خود از حیوان هم پست تر می شود .انسان باید بفهمد که باحیوان در خوردن وخوابیدن وتولید مثل و...مشترک است وتنها تفاوت رسیدن به مقام عبودیت است که ان بدست نمی آید مگر با خشوع

ه)توسل به امام زمان

در استفتائات عرفانی از حضرت آیت الله العظمی بهجت ـ حفظه اللّه ـ سؤال شده: «برای این که در انجام دادن فرمان الهی خصوصاً نماز، با خشوع باشیم، چه کنیم؟» ایشان پاسخ فرموده اند: در اول نماز، توسل حقیقی به امام زمان (عج) کردن که عمل را با تمامیت مطلقه انجام بدهید.[6]

و) ترک کارهای بیهوده

در قرآن کریم راه حصول خشوع در ترک اعمال لغو و بیهوده معرفی شده؛ آنجا که می فرماید: قد أفلح المؤمنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون الذین هم عن اللغو معرضون [7] به تحقیق مومنان رستگار شدند همان کسانی که در نماز خاشعند واز کارهای بیهوده پرهیز می کنند

کار بیهوده هر کاری است که در آن فایده اخروی نباشد

در روایتی به ویژگیهای انسان خاشع و راههای به دست آوردن خشوع به خوبی اشاره شده است. رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در روایتی فرموده اند:

نشانه خشوع چهار چیز است:

1ـ مراقبت نفس و حساب بردن از خدا در نهان و آشکار

2ـ انجام دادن کارهای نیک

 3ـ اندیشیدن به روز قیامت

 4ـ مناجات و راز و نیاز با خداوند[8]

نتیجه

 رسیدن به خشوع در پرتو اموری است مثل :

الف)یاد مرگ وقیامت

ب)شناخت هدف خلقت

ج)درک مقام عبودیت

د) شناخت قدروارزش انسانی

ه)توسل به امام زمان

و) ترک کارهای بیهوده

ز) مراقبت نفس و حساب بردن از خدا در نهان و آشکار

ح)انجام دادن کارهای نیک

ط) مناجات و راز و نیاز با خداوند

واحد پرسش وپاسخ

مرکز تخصصی نماز

 

 

 

 



[1] بقره /45 واستعینوا بالصبر والصلاه وانها لکبیره الا علی الخاشعین

[2] ذاریات /56 وما خلقت الجن والانس الا لیعبدون

[3] مریم /30

[4] نهج البلاغه (ترجمه دشتی ) خطبه 102

[5] اسرا/70 ولقد کرمنا بنی آدم وحملناهم فی البر والبحر ...

[6] فریادگر توحید، ص 233.

[7] مومنون /1-3

[8] میزان الحکمة، ج 3، ص 1407.